خرید بک لینک
دوست داشتن ،زندگیِ من است!قلبم اگر نامنظّم نزند ،گونه هایم اگر گُل نیندازد ،لحظه ها را تا تپیدن های عاشقانهاز حرکت باز می دارم!چه زیباستکه عشق مرا از پا در بیاوَرَد ؛چشم هایم را برق بیندازد وزبانم راپُر از لُکنت های دوست داشتن کند...!حالا روزهای زیادیستقلبم رارو به عشق باز گذاشته امتا دوباره بیایدت

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

می گویند رسم زندگی چنین است
می آیند....
می مانند.....
عادت می دهند.....
و می روند....
و تو خود می مانی ....
و تنهاییت .....
رسم ما نیز چنین شد ...
آمدیم...
ماندیم ....
عادت کردیم
و حال که وقت رفتن است.....
می فهمیم که چه تنهاییم....
و رفتنی شدیم...
برگشته ایم تا چند سطر ترانه ی دلتنگی سر دهیم..

نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۵ساعت 5:7 توسط سیامک زندگانی|

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

شده دلتنگ شوی فاصله فرسنگ شود ؟!یاد شیرین کسی تیشه هر سنگ شود ؟!شده با بغض ترک خورده سلامی بکنی ؟!او جوابی ندهد ثانیه ها هنگ شود ؟!شده شاعر بشوی شعر و غزل تب بکند ؟!قافیه، وزن و عروضش همگی لنگ شود ؟!یا در اندیشه دیروز به فردا برسی ؟!ناگهان دیر و زمان قصه ی دل ، تنگ شود ؟!شده در ساعت محکوم به دیوار

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

همیشه یک "توی" لعنتی ای هست که آدم ها را کلافه کند.که چشم و گوش شان را به روی همه چیز ببندد و ادای زئوس را درآورد و بخواهد که سجده های عاشقانه به درگاهش سرازیر شوند.یک "تویی" که فقط آمدن را بلد است و هیچ چیز دیگری از بودن نمی داند.همینکه بیاید و کسی را برای وقت های بیکاری اش پیدا کند، کافیست.هم

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

خوش بحال کسانی که زنجیرنمیزنند
امازنجیری از پای گرفتاری باز میکنند
سینه نمیزنند
اماسینه دردمندی را از غم و آه نجات میدهند
اشک نمیریزند
اما اشک از چهره انسانی پاک میکنند
سفره نمی اندازند
اما نان از سفره کسی نمیبرند
آنوقت با افتخار میگویند
یاااا حسـین

نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 6:26 توسط سیامک زندگانی|

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

همه گفتند:
رفت که رفت
این نشد یکی دیگر
ولی هیچکس نفهمید
"او که رفت جان بود"
مگر
آدم یک جان بیشتر دارد؟

نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 5:40 توسط سیامک زندگانی|

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

ما همیشه

یا جای درست بودیم در زمان غلط

یا جای غلط بودیم در زمان درست

و همیشه، همینگونه همدیگر را از دست داده ایم . . .

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:44 توسط سیامک زندگانی|

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

حسرت واقعی را آن روزی میخوری

که میبینى به اندازه سن و سالت زندگى نکرده ای . . .

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:47 توسط سیامک زندگانی|

برچسب: نویسنده: بهنام کریمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:59

صفحه بندی